تبليغاتX
پندار آفرینش
برگهای جامعه شناسی هنر و ادبیات
 

دوستان عزیز  کل جزوه درسی این کلاس را به انتشارات تحویل دادم. در صورتی که برایتان دسترسی به انتشارات مقدور نبود می توانم فایل جزوه کامل را برایتان با ایمیل بفرستم. فقط اول به من بگویید: ایمیل من: payizetehran@yahoo.com

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 22:44  توسط نرگس خضرائی | 
 

 

هدف از بحث جامعه شناسی هنرها و ادبیات فهم بهتر هنر هاست.

هم با استفاده از متن ها و هم با استفاده از تحقیقات موجود ، به این اهداف می رسیم .

اهداف این کلاس عبارت بودند از :

1- از یک طرف آشنایی با جامعه شناسی ادبیات کلاسیک فارسی که در جامعه ما شکل گرفته ، و جستجوی مسائل و موضوعات اجتماعی در متون ادبی کلاسیک

2- جامعه شناسی شعر و ادبیات معاصر و شعر نو :

    زمینه های اجتماعی ایجاد شعر نو در ایران.

 

کتاب خانم " راود راد" ، کتابی کاملا نظری ، معرفت شناختی و روش شناختی است.

 

یک نکته بسیار مهم:

 

تفاوت موسیقی پاپیولار با موسیقی پاپ:

موسیقی پاپیولار یعنی موسیقی که از طریق رسانه ها پخش می شود .

موسیقی خانم دلکش که از رادیو پخش می شد پاپ نیست ولی پاپیولار محسوب می شود.

فرهنگ پاپیولار یعنی تولیدات رسانه ای به صورت انبوه.

 

نقش رادیو در ایران نیز این بود که موسیقی پاپیولار را در ایران ایجاد کرد. که بخشی از آن موسیقی سنتی بود و بخشی از آن موسیقی پاپ.

 

1- هر کسی که به عنوان یک چهره تلویزیونی ، رسانه ای یا از طریق هر هنر رسانه ای شناخته بشود ، چهره پاپیولار شده است.

2- آنقدر ها بین موسیقی پاپ و موسیقی کلاسیک ، یا بین فرهنگ والا و فرهنگ پائین ، مرزها دیگر مشخص نیست ، مرز های نمادین به شدت در هم ریخته اند.

 

ارزشهای زیبایی شناختی تغییر کرده اند. اکنون دیگر فقط نخبگان نمی گویند چه چیزی زیباست و چه نیست. مردم هم می گویند چی زیباست و چی نیست. سبکهایی که قبلا قابل تفکیک بودند ، دیگر قابل تفکیک نیستند .

 

در حوزه یادگیری :

کلاس خوب کلاسی است که سوال برای ما ایجاد کند . نه اینکه به همه سوالها پاسخ مطلق دهد. برای یادگیری لازم است دانشجو ، متقاضی باشد. به خصوص به صورت جمعی.

 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 14:57  توسط نرگس خضرائی | 

 

 

  

جلسه چهاردهم کلاس:

 

    موضوع بحث این جلسه:   جامعه شناسی موسیقی

 

معرفی کتاب: " جامعه شناسی مصرف موسیقی " نوشته دکتر محمد فاضلی ، که ادامه بحث کتاب " جامعه شناسی مصرف و سبک زندگی" از همین نویسنده می باشد.

کتاب " جامعه شناسی مصرف موسیقی" اولین مطالعه سیستماتیک در مورد مصرف موسیقی در ایران است.

 

کتابهای دیگری با عنوان های جامعه شناسی موسیقی در ایران وجود دارند که متاسفانه بسیاری از آنها اصلا کار علمی انجام نداده اند ، و برخی حتی ارتباطی به جامعه شناسی ندارند.

 

ولی کتابهای ارزشمندی نیز وجود دارند از جمله برخی ترجمه ها.

 

موسیقی مهمترین مقوله هنری است در دنیای امروز به دلایل زیر:

 

1-   همه ما در معرض موسیقی هستیم.

حتی به جز زمانهایی که خود انتخاب می کنیم ، در زمانهای دیگر نیز از طریق تلوزیون ، رادیو ،بلندگوها  در مکان های عمومی ، ماهواره ها ، اینترنت ، رادیو در اتومبیل ها ، تلفن های همراه و ... و هر کجا که می رویم به شکلی موسیقی همراه ماست.

امروزه در همین جامعه خودمان ایران ، حتی در دورافتاده ترین روستاها ، افراد از قشرها و گروههای مختلف ،  تازه ترین ترانه های پاپ روز را مصرف می کنند .

همه ما بیش از آنچه که انتخاب می کنیم در معرض موسیقی هستیم.

 

-         همچنین بالاترین و همگانی ترین جنبه جهان امروز موسیقی است. البته در گذشته اینگونه نبود . اما امروز به دلیل تولید انبوه کالا های فرهنگی هنری از جمله موسیقیایی ، بسیار همگانی و گسترده شده است.

 

2-   موسیقی دارای کارکرد های گسترده ای است ، به طوری که تمام تجربه های زندگی ما متاثر از موسیقی است. در تمام لایه های زندگی ما حضور و نقش دارد . پاره ای از ساختار احساسات ماست.

نفوذ موسیقی در زندگی امروزه بسیار بسیار گسترده است. در موقعیت های بسیار مختلف و متفاوت موسیقی گوش می دهیم. در زمان شادی یک نوع موسیقی ، در زمان غم یک نوع دیگر موسیقی ، برای تقویت تمرکز یک نوع موسیقی ، برای تمرکز زدایی ، هنگام آشفتگی برای فراموشی مشکلات و رهایی و فرار از دغدغه ها ، یک نوع دیگر موسیقی . زمان کار ، زمان جشن ، برای عشق ، زمان تنهایی ، زمان مرگ و عزا داری ، زمان عبادت ، برای آرامش ، قبل از خواب ، زمان بیداری برای ورزش و پر تحرک شدن ، شروع یک روز پر انرژی و ... .

برای هر یک از این موقعیت ها موسیقی مناسب و متناسب وجود دارد که ما نیز بر اساس موقعیت و احساسات خود آن موسیقی را گوش می دهیم. پس در موقعیت های بسیار مختلف و متعدد موسیقی مصرف دارد.

 

تجربه روزمره زندگی ما با موسیقی دارد شکل می گیرد. هیچ هنر دیگری به این اندازه در تمام حالات و موقعیت های مختلف مصرف ندارد.

بنابراین موسیقی نفوذی همه جانبه در تجربه زندگی ما دارد ، و از این نظر از سایر هنرها متفاوت است.

 

3-      موسیقی نه تنها بیان تجربه ما و احساس ما از زندگی است ، بلکه شکل دهنده هویتهای ما و احساسات ما ست .

موسیقی یک رسانه است .یک وسیله ارتباطی است. یک زبان است : مجموعه ای از نشانه ها و دلالتها ست.

اما در ضمن موسیقی بیش از یک رسانه برای انتقال پیامها است. موسیقی خود فرایند شکل دادن پیامها نیز هست. چیزی بیش از انتقال تجربه است. خود تجربه ها نیز هست. موسیقی بیش از وسیله ای برای لذت بردن و پر کردن اوقات است ، خود ، لذت است.

و هویتهای مختلف  جنسیتی ، طبقاتی ، اجتماعی ، شغلی ، نژادی ، قومی ، سنی ، فکری و ... ما به کمک موسیقی شکل می گیرند. و هر گروه به کمک موسیقی هویت خود را شکل می دهند.

      موسیقی عامه پسند یا موسیقی پاپ بیشتر موسیقی ای است که هویت و خرده فرهنگ جوانی به کمک آن شکل می گیرد.

 

     جوانان به کمک موسیقی پاپ هویت نسلی خود را شکل می دهند و خود را از نسل های پیشین خود از پدران و پدر بزرگ های خود  ( و از مادران و مادربزرگ ها ی ) خود متمایز می کنند.

         موسیقی "راک اند رول " و موسیقی های دهه 60 به بعد بیش از آنکه موسیقی باشند ، نقش مهمی دارند در اینکه گروه های مربوطه ( نوازندگان و خوانندگان این موسیقی های و طرفدارانشان) ، خرده فرهنگهای جوانی ، استقلال ، هویت و مشروعیت از طریق این موسیقی ها کسب می نمودند.

 بنابراین موسیقی پاپ دهه 60 ، 70 و ... در اروپا و آمریکای شمالی در واقع همان هویت خرده فرهنگ جوانان بود که بعد ا در کشورهای دیگر جهان نیز مشاهده شد.

 

کشور ما همزمان با غرب موسیقی پاپ به عنوان یک ژانر موسیقیایی و هنری اخذ نمود .

و از طریق این موسیقی مفهوم جوان بودن را تولید و بازتولید نمود و شکل داد.

 

هویت مدرن در مقابل هویت پیشا مدرن به کمک موسیقی پاپ هم شکل گرفت هم ابراز می شد.

مرزهای نمادین هویت مدرن در مقابل هویت پیشا مدرن به کمک موسیقی پاپ تعریف می شود و شکل می گیرد.

 

بنابراین موسیقی پاپ فقط بیان کننده هویت و احساس و افکار و پیامها و ... نیست. به جز اینکه همه اینها را بیان می کند ، خودش نیز شکل دهنده است.

زنان در دنیای امروز به کمک موسیقی پاپ هویت زنانگی خود را شکل می دهند.

اقلیت ها ، مهاجران ، و گروههای مختلف اجتماعی دیگر نیز خرده فرهنگی های خود را از طریق موسیقی شکل می دهند.

موسیقی فقط ابزار ابراز هویت نیست ، خودش نیز حاوی هویت است و به هویت شکل می دهد.

حتی گروهی که یک سبک خاص موسیقی تولید می کند ، عنوانی که به موسیقی خود می دهد عنوان آن گروه اجتماعی  ( یا هماهنگی با آن ) و با ویژگیهایش است.

 

بنابراین موسیقی دنیای امروز هم رسانه است و هم فرایندی است که به کمک آن هویت ها را شکل می دهیم و ابراز نیز می کنیم.

 

4-   موسیقی (نسبت به گذشته ) ابعاد وسیعتری پیدا کرده است:

امروزه دیگر باید از اقتصاد موسیقی ، سیاسیت موسیقی و فرهنگ موسیقی صحبت کنیم.

 

اقتصاد موسیقی: موسیقی امروزه بازار وسیع خرید و فروش کالاهای موسیقیایی و تجارت های بزرگ را دارد که  هر چه زمان گذشته  رشد کرده اند و هنوز هم در حال رشد و گسترشند. سالنهای بزرگ اجرای  رقص و موسیقی در جهان امروز تولید ثروتی انبوه می کنند .  کمپانیهای عظیم دست اندرکار خدمات موسیقیایی بزرگتر شده اند ، بازار گسترده موسیقی و مبادلات بین المللی را در فرایند های حساب شده ای مدیریت می کنند.

به جای سرمایه داری صنعتی که مبتنی بر کالاهای مادی بود ، امروزه در سرمایه داری فرهنگی که مبتنی بر کالاهای نرم است ، نر افزار ها در اشکال مختلف ، اطلاعات و علوم و کالاهای فرهنگی هنری مانند موسیقی در جریان مبادله های عظیم قرار گرفته اند.

اقتصاد موسیقی ، رکنی مهم از اقتصاد امروز جهان است.

البته این کالا نیز( چه از لحاظ بعد فرهنگی هنری چه از لحاظ اقتصادی)  عادلانه میان همه ملتها تقسیم نشده است.  نابرابریهای بین المللی در این قسمت نیز وجود دارد.

شرکتهای بزرگ ، ذائقه خود را ( مطابق منافعشان) تحمیل می کنند ، بازارهای بزرگ و بین المللی ایجاد نموده ، به نفع خود قطبهای تجاری در جهان به وجود آورده اند و استعمار و استثمار همچنان ادامه دارد.

 

اقتصاد موسیقی و بازار موسیقی ، سیاست موسیقی را نیز ایجاد کرده است، هم در بعد محلی هم در بعد جهانی و ... .

از طرفی مدیران کمپانیهای بزرگ بازار اقتصاد موسیقی با سیاست های خاص خود برنامه ریزی می کنند.

از سوی دیگر :

گروههای قومی در جهت مقاومت در برابر هژمونی و استیلای فرهنگ حاکم ، برای ابراز مقاومتهای فرهنگی و در جهت مبارزه سیاسی پنهان ، از موسیقی استفاده می کنند.

          به عنوان یک نمونه می توان موسیقی کردی را نام برد که در جهت مشروعیت و استقلال بخشیدن ، یکی از ابزار های سیاسی مهم این قوم به حساب می آید.

 

 

البته استفاده از موسیقی در جهت سیاسی و برای سیاست جدید نیست.

آنچه جدید است گستردگی کاربرد موسیقی در اشکال مختلف آن ، در گروههای مختلف و تاثیر گذاری وسیع آن است .

مسئولین بیشتری نیز وارد شده اند ، سیاست موسیقی سیاست جدی و تاثیرگذاری است.

 

برای مبارزه سیاسی نیز مانند گروهها پارتیزانی قدیم ولی به شکلی متفاوت ( از راه موسیقی) حرفهای خود را بیان می کنند.

الگوی عمل سیاسی در گذشته 1. عضویت در حزب ها و نهادها بود و 2. الگوی انقلابی و گروههای پارتیزانی مبارزه مسلحانه بود.

 

اما امروزه الگوی عمل سیاسی عوض شده است ، اشکال جدید پیدا کرده :

 

1-     کارناوالی : راهپیمایی و مراسم در خیابان

2-     جنبش اجتماعی: جنبش زنان ، فمنیست ها ، جنبش های ضد نژاد پرستی ، ضد کاپیتالیست ، جنبش حفاظت از محیط زیست و ...

3-     ( از همه مهمتر) سیاست فرهنگ : ( سیاست سبک زندگی) : که در آن افراد از طریق نحوه پوشش ، آرایش ، خریدها و انتخاب ها در مصرف ، معنای سیاسی را تولید و منتقل می کنند.  از طریق شیوه زندگی خود افاده معنای سیاسی می نمایند.

 

و موسیقی در هر سه شکل نامبرده تاثیرگذار است.

 

موسیقی از ارکان عمل سیاسی است. موسیقی در دنیای امروز موسیقی سیاسی است.

موسیقی بر خلاف ظاهر فقط برای سرگرمی و شادی نیست، بلکه مجموعه وسیعی از معانی در آن نهفته است. لایه های گسترده معانی مفاهیم و فرهنگ نهفته در کنش موسیقی وجود دارند.

 

موسیقی در سطح کنش های اجتماعی در قدرت اجتماعی ، مبارزه طبقاتی و روابط مرتبط نیز موثر است.

موسیقی ای که طبقه فرادست گوش می دهند ، موسیقی ای که طبقه فرودست بیشتر مصرف می کند و معانی صریح و ضمنی موسیقی های و مصرف آنها ، خود در جدایی طبقات ، تمایز آنها ، مبارزه طبقاتی یا روابط آنها موثر است.

مبارزه طبقاتی خودش را در موسیقی نشان می دهد.

در سنت های جامعه شناسی و علوم اجتماعی ، مطالعه موسیقی تاریخ دیرینه دارد. البته در ایران جامعه شناسی موسیقی خیلی توسعه نیافته است. اغلب کارهای منتشر شده نیز اصلا جامعه شناختی نیست در حالیکه با این عنوان انتشار یافته اند ، بسیاری از آنها فاقد ارزش علمی یا فرهنگی جامعه شناختی می باشند.

البته آثار خوب نیز به تعداد کم ولی موجود می باشد . از کار های خوب ترجمه شده نیز کتاب

" آدورنو" معتبر است.

 

در کتاب " جامعه شناسی مصرف موسیقی " نوشته دکتر محمد فاضلی ، سنت های جامعه شناسی موسیقی معرفی شده اند:

 

7 نسل مطالعات جامعه شناسی موسیقی را دکتر محمد فاضلی توضیح می دهند:

 

1-     نسل اول مطالعات : مطالعات در مکتب شیکاگوی آمریکا :مردم نگاری با نشان دادن نقش مصرف موسیقی در تجربه کردن زندگی روزمره . مهاجران ، ایجاد شبکه های دوستی و غیره .

2-     نسل دوم مطالعات: به جای مصرف تاکید بر تولید موسیقی دارد و بر تاثیرگذاری محیط و دنیای اطراف بر کار موسیقی دانان.

اینکه چگونه شبکه ارتباطی موسیقی دان و شرایط محیط و جامعه و اطرافیان و زمان در آن جامعه ، بر کارموسیقی دان  و چگونگی و محتوایی که موسیقی دان تولید می کند تاثیر می گذارد.

3-     مطالعات آدورنو و اندیشه های او ، نقد های تند آدورنو نسبت به موسیقی عامه پسند.

از نگاه آدورنو ، فرهنگ توده ای موسیقی پاپ ایجاد کننده کنترل اقتدارگرایانه برای سرمایه داری است. و موسیقی پاپ باعث می شود فرد عملا ذائقه هنری و زیبایی شناختی اش تنزل یابد.  چون  ویژگیهای موسیقی پاپ بر خلاف موسیقی جدی ، امکان تمرکز فرد بر کل یک قطعه موسیقیایی را می گیرد. و بر یک سری بخشهای تکرار شوند تاکید دارد که ذهن شنونده را به خود معطوف می کنند. در نتیجه شنونده درکی از کلیت موسیقی پیدا نمی کند.

آدورنو می گوید : تکرار های درونی و مکرر باعث انفعال و کسالت مخاطبان می شود.

از دید آدورنو موسیقی پاپ همراه با صنعت فرهنگی ( تولید انبوه موسیقی) و در جهت منافع سرمایه داری است.

 

4-     نسل چهارم این مطالعات : با مطالعات دیوید رایزمن آغاز می شود. رایزمن تلاش کرد تا ساختار ذائقه ای موسیقیایی در بین جوانان آمریکایی را کشف کند.

5-     مطالعات نسل پنجم : مطالعات  منگام در باره  اینکه چگونه  خرده فرهنگهای جوانی با  مقوله موسیقی پیوند خوده است. در چارچوب موسیقی هویت جوانی چگونه شکل می گیرد.

6-     نسل ششم : مطالعات پیر بوردیو : رابطه بین مصرف موسیقی و پایگاه فرهنگی و اجتماعی افراد را مورد مطالعه قرا رمی دهد. اینکه چه کسی ، چه موسیقی ای را گوش می دهد و رابطه اش با پایگاه اجتماعی و ذائقه فرهنگی آن فرد.

 

کتاب " جامعه شناسی مصرف موسیقی" نوشته دکتر محمد فاضلی نیز بر اساس همین تئوری است.

 

7-     مطالعات نسل جدیدتر : که مبتنی است بر اینکه موسیقی به مثابه یک نوع تکنولوژِی عمل می کند . تیادی نورا  معتقد است که موسیقی به عنوان منبعی است و مطالعه می کند که چگونه مردم از موسیقی برای هماهنگ کردن زندگی روزمره خود استفاده می کنند.

می گوید موسیقی مدیریتی در زندگی ماست ، برای آرامش ، حذف فشار های عصبی ، و در تجربه های مختلف و موقعیت های مختلف زندگی به موسیقی گوش می دهیم.

مطالعات تیادی نورا توانست نسل جدید ی از جامعه شناسی موسیقی را بوجود بیاورد.

 

8-مطالعات نسل بعد: مبتنی بر نگاههای فمنیستی ، انتقادی ، پست مدرنیستی  و .... انجام شد.

مانند نقش زنان در موسیقی ، موسیقی های محلی و ... .

 

 

همچنین دکتر محمد فاضلی مطالعه ای با روش پیمایشی در شهر تهران در 22 منطقه در سال 1384 انجام داده اند که خلاصه ای از نتایج آن عبارتند از :

 

-         تنها 17.9% جمعیت بیشتر از حد متوسط ، رفتارهای متناسب با زندگی پر منزلت دارند و از مخاطب هنر های پر منزلت و کلاسیک  هستند.

-         82% مردم تهران تمایلی به هنر کدی از جمله موسیقی جدی ندارند.

-         57.8% در حد متوسطند.

-         13% بیشتر از حد متوسط به انوع هنرها علاقمندند.

-         57.2% در حد زیر متوسط به هنر ها علاقمندند.

 

-اکثریت جمعیت از 32 نفر هنرمند بزرگ موسیقی کلاسیک ایران ، فقط شهرام ناظری و شجریان را می شناختند. 30 نفر هنرمند دیگر را اصلا نمی شناختند.

 

-         به طور کلی ، هر چه هنرمندی پاپ تر بوده ،  شناخته شده تر بود ه است.

-         هرچه شان هنری یک هنرمند بالاتر بوده ، حد شناخته شده بودنش پایین تر بوده است.

 

-         در مورد سرمایه فرهنگی خانواده پدری ، 76% خانواده ها کتاب غیر درسی داشته اند.

 

-         از این 76% ، 89% شان بین 1-100 جلد کتاب غیر درسی داشته اند.

 

-         24% خانواده ها کتاب غیر درسی در خانه نداشتند.

 

-         اکثریت جمعیت از طریق خوانندگان پاپ قبل از انقلاب و خوانندگان پاپ لس آنجلسی اولین بار به موسیقی علاقه مند شده اند. ( به خصوص زیر 30 ساله ها)

 

-         محبوبیت موسیقی پاپ قبل از انقلاب همچنان بیشتر است.

 

 

 

 تاثیر راه اندازی رادیو در موسیقی ایران:

 

با رادیو ، موسیقی پاپیولار ( محبوب مردمی) وارد عرصه شد زیرا رادیو می خواست مخاطب انبوه داشته باشد. رادیو یکباره تحول عظیمی ایجاد کرد ، مخاطبان موسیقی را ملی کرد ، یک ملت .

در سالهای 1312-1316 ما در مرحله آستانه ای مدرن شدن بودیم. مرحله تلفیق سنت و مدرنیته. شعر و موسیقی ایرانی و پاپ تلفیق می شوند هم از نظر مضمون و هم از نظر ریتم و موسیقیایی. مضمون اشاره به تجربه های زندگی روزمره دارد. و بیشتر معطوف به  فردیت می شود.

از طرفی رادیو مخاطب موسیقی را ملی می کند. و از طرفی در این دوره مخاطب موسیقی در دوره آستانه ای و گذار تحول به سوی مدرنیته است. البته هنوز ارتباط با گذشتگان داریم ، حس نوستالژیک تاریخی داریم.

 

جامعه شناسی موسیقی ایران ، ابعاد سیاسی و ایدئولوژِیک:

 

در هیچ کشوری مثل ایران موسیقی سیاسی نشده است.  در جامعه شناسی موسیقی ایران باید به بعد سیاسی وایدئولوژیک موسیقی ایران توجه شود. در جامعه ایران است که رسانه ها از نشان دادن آلات موسیقی جلوگیری می کنند.  زنان نمی توانند بخوانند ، حرکات موزون که بخشی از موسیقی است ممنوع است و ممنوعیت رقص تبدیل به امر سیاسی و ایدئولوژیک شده است.

برنامه ها ی آزاد نمی توانند وجود داشته باشند. همین که هر کار موسیقی نیاز به مجوز رسمی دارد خود اهمیت سیاسی موسیقی در ایران را نشان می دهد که در هیچ کشور و هیچ جامعه ای به این شدت نیست. بعد سیاسی موسیقی جامعه ما از لحاظ جامعه شناسی قابل مطالعه است.

مصرف مردم ایران از موسیقی ، مصرف به معنای سیاسی آن است.

هنرمندان موسیقی سنتی ایرانی یکجور ، هنرمندانی که پاپ شناخته شده اند یکجور و ....

هرکدام دارای بار سیاسی در طیف وسیعی با تفاوتهای بارز هستند.

بار سیاسی موسیقی کلاسیک ما متفاوت از موسیقی لس آنجلسی است. موسیقی پاپ و موسیقی پاپیولار (مردمی) بعد از انقلابی که رادیو تلوزیون پخش می کند دارای معنای سیاسی است.

در تولید ، اجرا و مصرف موسیقی شیوه های مختلف ابراز مخالفت سیاسی وجود دارد.

شیوه های سبک زندگی مردم متفاوت است ، در عین حال نباید در معنای سیاسی موسیقی مبالغه کرد. نمی دانیم تا کجا معنای سیاسی دارد تا کجا ندارد.

            خود دولت و برنامه ها ی آن بار ایدئولوژیک دارد.

 

 

 

جامعه شناسی موسیقی ایران ، ابعاد تکنولوژِیک:

 

آن روی سکه دنیای مدرن صنعتی شدن و جوانی ساختار جمعیت ، مجازی شدن و رشد تکنولوژیهای ارتباطی نوین ، تلفن های همراه و اینترنت و ... است . همه اینها باعث شده مفهوم موسیقی  در کانتکست (بافت) جدید ، قابل فهم نباشد. دیگر معلوم نیست یک قطعه موسیقی که می شنویم هنر است یا کار تکنولوژِی ؟ امروزه با نرم افزارهای پیشرفته کامپیوتری ، نه تنها مصرف موسیقی ساده شده است ، بلکه تولید موسیقی نیز ساده شده است. دیگر از انحصار هنرمند بیرون آمده است.

              این تکنولوژایز شدن ، مجازی شدن ، مصرف انبوه ، همگانی شدن موسیقی را به چیز دیگری تبدیل کرده است.

 

البته جامعه شناسی موسیقی در کنار بعد جمعی بعد فردی نیز دارد: خواسته های فردی و نیازهای فردی.

 

و هرکسی می تواند امروزه موسیقی خاص خودش را نیز تولید کند.

 

جامعه شناسی موسیقی از حوزه های مهم جامعه شناسی است.

 

در حوزه جامعه شناسی به جز مصرف وتولید ، تحلیل کار ماست. اینکه مردم چه چیزی را ، چرا و چگونه و کجا گوش می دهند؟ منطق اجتماعی دارد ، نه منطق زیبایی شناسی و هنری.

 

 


 

کنفرانس آقای بصیری راجع به جامعه شناسی موسیقی:

 

در مورد موسیقی کلاسیک ایرانی 3 واژه را می توان مورد بررسی قرار داد:

 

موسیقی اصیل ، موسیقی سنتی ، و موسیقی ملی

 

هر سه اینها با اشاره به موسیقی سنتی ایرانی بکار می روند ولی از لحاظ معانی که به ذهن متبادر می کنند و در نتیجه از نظر مناسبت کاربردی تفاوت دارند:

 

واژه اصیل ، معنای اصالت و در نتیجه یک ارزش گذاری را با خود به همراه دارد. بنابراین شاید تعبیر درستی نباشد.

واژه سنتی ، نیز ممکن است تعبیر درستی نباشد، رابطه سنت با هنر به گونه ای است که هنر سنتی یا موسیقی سنتی در ذهن ، مقابل نوآوری و خلاقیت قرار می گیرد. واژه سنتی تکرار سنت ها را تداعی می کند. در لایه هایی از موسیقی ملی ما این اتفاق افتاده است.

 

واژه ملی ، با همه مشکلات و ضعفهایش به نسبت ، صفت بهتر و مناسب تری است برای موسیقی کلاسیک ایران.

 

در ضمن موسیقی پاپ ما هم در واقع قسمتی از موسیقی ملی حساب می شود.

 

اگر در بحث موسیقی ایرانی بخواهیم برگردیم به ریشه دار ترین ذائقه های موسیقیایی که در طول تاریخ ایران داشته ایم ،  لازم است توجه کنیم به : موسیقی در ایران باستان ، حفظ آن  و تفاوت آن با موسیقی اروپایی .

تفاوت موسیقی ایران باستان با موسیقی اروپای قدیم : موسیقی ایران باستان درباری نبوده ، در نوحه  ها ، تعزیه ها ، شادی ها ،  و ... تصنیف ها و ردیف ها در میان مردم در بین مردم حضور متداوم تاریخی داشته است.

 

پسوند " گاه" (در اسامی موسیقی )، ریشه های باستانی دارد و نشان می دهد که یک جریان ریشه دار ، باز تکرار و بازتولید می شود.

 

موسیقی ایران را از بعد جامعه شناسی که بررسی کنیم می شود آسیب شناسی کرد.

 

اگر در دوره های موسیقی مختلف موسیقی ایران بررسی کنیم ، ریشه بسیاری از ویژگیهای آن را در زندگی مردم ، در جامعه آن دوره و در فرهنگ آن دوره می توان یافت.

 

گوشه هایی داریم که به نام فردی  نامیده شده اند. مانند گوشه " زنگ شتر" که فردی به این نام اولین بار آن را ساخته و به همین اسم باقی مانده.

 

جامعه شناسی موسیقی ایران را می توان از دوره مشروطه شروع کرد. از دوره مشروطه آثاری مانده با رویکردها و نگرش هایی که تاثیراتشان تا به امروز در موسیقی ایران  نقش ایفا کرده اند. از چهره های شاخص این دوره ( موسیقی دوره مشروطه به این طرف)

عارف قزوینی ، عشقی ، ایرج میرزا و فرخی یزدی را می توان نام برد. این افراد سعی می کنند دوران بازگشت ادبی را بشکنند ( بعد از مکتب هنری) و برگردند به مکتب خراسانی و عراقی و تقلید عینی از مکتب های خراسانی و عراقی.

 

عارف قزوینی اولین چهره ای است که در موسیقی ملی ما بسیار تاثیرگذار بوده ، این شخص ادبیاتی نیز هست، بیشتر به عنوان یک شاعر ملی شناخته شده ولی از نظر موسیقی کارشناس تر است.

 

در آن زمان جریان نوگرایی و تجدد در عرصه سیاسی فرهنگی اتفا ق می افتاد ، تبلورش در شعر و هنر خیلی سریع اتفاق می افتد. به خصوص در شعر ما.

 

عارف قزوینی با این رویکرد که از موسیقی ملی ایران استفاده اجتماعی کند، آثار ماندگاری از خود به جای گذاشت. در مورد مسائل روزمره تصانیفی را می سازد.

 

عارف هنرمند متجددی به عنوان هنرمند متجددی بود که بسیار هم ناسیونالیست بود ، و تجدد و تغییری را می خواهد که بر مبنای فرهنگ ایرانی باشد.

عشقی هم ناسیونالیست است.

اگر رویکرد عارف را با 2 مکتب بزرگی که در موسیقی ملی ما شکل می گیرد، مقایسه کنیم ، در عمل به تفکیکی در رویارویی عملی نظری افراد می رسیم.

 

در همان دوره جریانی شکل می گیرد که رویکرد مثبت تری نسبت به غرب دارد. که نماینده اش مکتب کولونل وزیری است. کولونل وزیری نت نویسی غربی را و سازهای غربی را وارد موسیقی ما می کند. هنرستان موسیقی را شکل می دهد. و کلمه " موسیقی علمی " را خیلی بکار می برد.

موسیقی علمی قابل نگارش است : با المانها و عناصر آکادمیک. موسیقی قابل شناسایی و وارسی است.

و هنرستان موسیقی را ساخت تا افراد علاقمند ، موسیقی را نظام مند یاد بگیرند.

 

در این دوره نگاه به سبک زندگی غربی در زمینه های مختلف شروع شده بود. در لباسها و پوشش و ...

در موسیقی هم سازهای غربی وارد می شود.

مکتب وزیری که مهمترین شاگردش استاد روح الله خالقی بود ، تا دهه 50 جریان غالب موسیقی ماست. از ارکستر بزرگ ، سازبندیها و سازهای غربی استفاده می کند.

 

از سوی دیگر در دهه 40 و 50 همچنین رجعت می شود به نگاه عارف. دکتر شریعتی می گوید احیای اصالت ایرانی و ... . در یک سری هنرمندان جوان موسیقی در برابر مکتب وزیری که مکتب غالب شده بود ، موضع می گیرند. بومی گرایی جریانی بود که در حوزه های مختلف اندیشه هنر و فرهنگ بوجود آمد.

حتی در این دوره عارف با کولونل وزیری نامه نگاری می کند. چون این موضوع رویکرد به موسیقی در ایران برایش خیلی اهمیت داشت و این دو نظرات و اختلاف نظرهایشان را مورد تبادل فکری قرار می دهند.

برخی صحبتهایشان: سینه به سینه بودن موسیقی ایرانی با حفظ اصالت تتورات زمانی خود را نیز داشته است. تحول ، انتخاب ساختارهای اجتماعی است. و در ابعاد مختلف صورت می گیرد. چگونه در موسیقی شکل نگیرد؟

 

البته از دل موسیقی ایرانی موسیقی به روز در می آید ؛ حتی در ساختار جریان عارف.

 

افرادی هم در این دوره سعی می کنند بین جریان عارف قزوینی و کولونل وزیری را جمع کنند.

اما در دهه 50، موسیقی ایران با سازهای غربی نواخته می شود. ویولون و پیانو ، سایر سازها را پس می زند، نی از صحنه خارج می شود.

در مقابلش باز جریان بازگشت به خود را داریم. انجمن " حفظ و اشاعه موسیقی ایرانی" با استراتژی احیا و حفظ اصالت موسیقی ایرانی ( غیر غربی) ایجاد و فعال می شود.

چهره هایی که در این زمینه موسیقی ایرانی را متحول کردند، شجریان ، شهرام ناظری ، و اخوان ( هنگامه اخوان) بودند.

 

خانمها پس از انقلاب عرصه فعالیتشان محدود شد.

 

...جریانی نیز بود که یک سری ملودی ها و ساختارها را تکرار می کرد ، این جریان موسیقی خوب پیش می رود تا انقلاب.

 

                            

نقش رادیو در موسیقی ایران:

 

رادیو کارهای جالبی انجام دارد ، از جمله ایجاد ارکستر گلها.

در اثر فعالیتهای رادیو ، رویکرد ، زبان ، حال و هوا و ضرباهنگ موسیقی ایران به شکلی تازه شد. همچنین در اثر تلاقی مکتب کولونل و عارف می بینیم که نوع زبان و نگاه موسیقی تفاوت کرده مثلا در موسیقی دلکش . موسیقی دلکش از موسیقی ملی قدیمی ماست ولی نوع بیان تغییر کرده.

 

بعد از انقلاب سختگیریهایی در مورد موسیقی صورت می گیرد. دهه 60 آثاری خوب شکل می گیرد. و اینکه موسیقی سنتی بدون رقیب باقی می ماند. و فقط شجریان و ناظری و ... به کار خود ادامه می دهند ، باعث انفعال در این موسیقی می شود.

بداهه نوازی در موسیقی اصیل ایرانی در اجراهای کنسرت ها ، نتیجه بی رقیب بودن این شاخه از موسیقی است که موجب انفعال آن شده است. با توجه به اینکه بزرگان خلاقی چون حسین علیزاده و .... دراین گروهها فعالیت دارند.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم دی 1386ساعت 19:36  توسط نرگس خضرائی | 
 

 

 

 

در این جلسه رمان " خشم و هیاهو" نوشته ویلیام فاکنر ، ( ترجمه صالح حسینی) مورد نقد و تحلیل قرار گرفت.

 

خلاصه و نکات مهم داستان مطرح شده در کنفرانس:

از اکت 5 صحنه 5 نمایشنامه " مکبث" نوشته شکسپیر ، گرفته شده که در صحنه بعد از مرگ لیدی مکبث ، مکبث می گوید : " روزی باید می مرد ..."

توضیحاتی در مورد راویان و موضوع قسمتها:

موقعیت شهر جفرسون است. بخش های کتاب اسم ندارند بلکه تاریخ بندی شده اند.

بزرگترین تنش اصلی این داستان زمانی اتفاق می افتد که نزول این خانواده اریستوکراتیک به یک سطح زوال اجتماعی است.

دختر خانواده کدی  در اثر داشتن یک رابطه نا مشروع حامله می شود. بعدا با شخص دیگری ازدواج می کند که وقتی او می فهمد بچه از خودش نیست کدی را طلاق می دهد.

 

شخصیتهای داستان:

نفر اول پدر خانواده ( آقای کامپسون)  است که فردی الکلی است و به همین خاطر می میرد.

 

همسرش مادر خانواده( خانم کامپسون)  فردی خود بیمار پندار است و مدام در حال استراحت در تختخواب.

 

پسر اول ، ( کوئینتین)  بزرگترین فرزند خانواده با هوش ترین فرزند این خانواده است. که دردانشگاه  هاروارد تحصیل می کند ، و نهایتا به خاطر مشکلات روحی ( ناراحتی شدید از وضع کدی) خودکشی می کند.

 

فرزند دوم خانواده( کدی)  ، دختر است که کدی نام دارد و از رابطه نا مشروع حامله می شود و ...

 

فرزند سوم پسر است( جیسون)  که بعد از مرگ پدر و خودکشی برادر بزرگتر سرپرست خانواده می شود و مرد بدبینی است.

 

فرزند آخر نیز پسر است( بنجی که تا 5 سالگی موری می نامیدندش)  که نوعی عقب ماندگی ذهنی دارد ، فارغ از زمان است ، همه خاطرات به صورتی برای او یادآوری می شوند که انگار در لحظه دارند اتفاق می افتند. نهایتا به شکلی خود محور نیز می شود.

 

فرزند نامشروع کدی( کوئینتین 2 )  نیز دختر است.

 

آشپز خانواده یک زن سیاهپوست است( دیلزی)  ، زنی قوی که خانواده را جمع می کند.

 

لاستر ، تی پی و ورش : فرزندان دیلزی

 

                           ---------------------------------------------

در این داستان می بینیم که 3 اسم 2 بار تکرار شده اند که  نشان دهنده یک چرخه است.

2 تا کوئینتین داریم: پسر اول و دختر کدی

2 تا جیسون داریم : پدر و پسر سوم

2 تا موری داریم: دائی و بنجی که  تا 5 سالگی موری نام داشته

 

داستان در 4 فصل اتفاق می افتد.

بنجی به عنوان یک دوربین عمل می کند ، چون خودش هیچ پیشداوری از وقایع ندارد و اتفاقات را نمی تواند تحلیل کند. خاطرات را وقتی برایش تداعی می شود به صورت اتفاقاتی که درلحظه به وقوع می پیوندند می بیند.

 

در شیوه نگارش داستان هم نویسنده ویلیام فاکنر در چند ین قسمت از شیفت زمانی به گذشته و حال استفاده نموده است.

 

داستان این رمان " خشم و هیاهو" داستان گذر و زوال خانواده است در جامعه آمریکا زمانی که این جامعه ( از لحاظ اجتماعی و فرهنگی و ریشه های آن که سیاسی و اقتصادی است)  از مرحله ای به مرحله دیگر می رود.